حضرت رسول اکرم ( صلّی الله علیه و اله وسلّم ) فرمودند :
ای علی ( علیه السّلام ) ،تو قسمت کننده بهشت و دوزخی ، در روز قیامت ، به آتش می گویی : این برای من است و آن برای تو .
حضرت رسول اکرم ( صلّی الله علیه واله وسلّم ) فرمودند :
هیچ کس از صراط نمی تواند عبور کند ، مگر آن کسی که علی ( علیه السّلام ) برای او پروانه عبور بنویسد.....
شیخ بهائی در کامل نقل می کندکه معاویه سعد ابی وقاص را به خلافت گمارد و او را پذیرائی کرد و به علی ناسزا گفت. او گفت: به خدا سوگند اگر سه چیزی که خدا به او داده یکی از آنها را به من می داد آن را دوست تر از آن چه آفتاب بر آن می تابد می داشتم.
1ـ وقتی پیامبر به غزوه تبوک می رفت علی را جای خود گذارد. عده ای گفتند: یا رسول الله از او سیر شده. پیامبر فرمود: یا علی امااترضی ان تکون منی بمنزله هاورن من موسی الا انه لا نبی بعدی.آیا دوست نداری که جایگاهت همچون جایگاه هارون نسبت به موسی باشد.
2ـ در روز خیبر بعد از شکست عمر و ابوبکر حضرت فرمود: والله لأعطین الرایه غدا رجلا یحب الله ورسوله یفتح الله علی یدیه کرّو از غیر فرّار.قسم به خداوند پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و فتح و ظفر را خداوند بر دستان او قرار داده حمله کننده ای که هرگز فرار نمی کند.
3ـ او داماد پیامبر است و فرزندان او فرزندان پیامبر پس برخاست و از نزد معاویه رفت.1
ابوعبیده می گوید: امیر مومنان نه جمله فی البداهه فرمود اگر تمامی بلغای عالم اجتماع کنند از یکی مانند انها عاجزند. سه جمله در مناجات و سه جمله درعلم و سه جمله در ادب.
در مناجات فرمود: کفانی عزا ان تکون لی ربا و کفانی فخرا ان اکون لک عبدا انت کما احب فاجعلنی کما تحب.خدایا برای افتخار من همین بس که تو خدای من هستی و برای عزّتم همین بس که بنده تو هستم.تو همانگونه ای که من دوست دارم پس مرا نیز بگونه ای که دوست داری قرار ده.
در علم فرمود:
المرء مخبوء تحت لسانه ما ضاع امرُ عرف قدره ، تکلموا تعرفوا.انسان در زیر زبان خود مخفی است هرگزآن که قدر خود دانست ضایع نشد،سخن بگوئید تا شناخته شوید.
در ادب فرمود: انعم علی من شئت تکن امیره و استفمن عن من شنت تکن نظیره واحتج الی من شئت تکن السیره.به هر کس می خواهی لطف و احسان کن که تو امیر او خواهی بود از هر کس که می خواهی بی نیاز باشد که مثل او خواهی بود و به هر کس می خواهی عرض نیاز کن که اسیر او خواهی بود.2
جایگاه علی علیه السلام و محوریت او در فرجام نیک و زشت آدمیان:
علی بن موسی الرضا از پدرش و از پدرشان نقل می کند که رسول خدا صلی اله علیه و آله فرمود: من احب ان یتمسک بدینی و یرکب سفینه النجاه بعدی فلیقتد بعلی بن ابیطالب و لیعاد عدوه و لیوال ولیه فانه وصیی و خلیفتی علی امتی فی حیاتی و بعد وفاتی و هو امام کل مسلم و امیر کل مومن بعدی قوله قولی و امره امری و نهیه نهیی و تابعه تابعی و ناصره ناصری و خاذله خاذلی من فارق علیا بعدی لم یرنی و لم اره یوم القیامه و من خالف علیا حرم الله علیه الجنه و جعل مأواه النار و بئس المصیر و من خذل علیا خذله الله یوم یعرض علیه و من نصر علیا نصره الله یوم یلقاه و لقنه حجته عند المساء له، الحسن و الحسین اماما امتی بعد ابیها و سید اشباب اهل الجنه و امهما سیده نساء العالمین و ابوهما سید الوصیین من ولد الحسین تسعه ائمه تاسعهم القائم من ولدی طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی الی الله اشکو المنکرین لفضلهم و المضیعین لحرمتهم بعدی وکفی بالله ولیا و ناصرا لعترتی و ائمه امتی و متقما من الجاهدین لحقهم و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون. هر کس دوست دارد که متمسک به دین من باشد و بر کشتی نجات سوار شود پس به علی بن ابیطالب علیه السلام اقتدا کند و دشمن او را دشمن و دوست او را دوست بدارد که او وصی من در زمان حیات و مرگ جانشین بر امتم می باشد و او امام هر مسلمان و امیر هر مومنی است سخن او سخن من امر و نهی او امر و نهی من می باشد.
---------------------------
1ـ ج2/195.
2ـ الارشاد ،لمن طلب الرشاد/2
3ـ کمال الدین و تمام النعمه ج 1/261.
هر کس از او تبعیت کند تابع من است و هر کس یاریش کند ناصر من و هرکس او را خوار کند مرا خوار کرده و هر کس از او جدا شود در قیامت مرا نمی بیند و من نیز او را نمی بینم .هر کس با علی مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام می کند و جایگاهش را جهنم قرار می دهد و هر کس او را خوار کند خداوند او را خوار می کند و هرکس یاریش کند خداوند یاریش می کند و هنگام سوال دلیل او را به او تلقین می کند...امام باقر علیه السلام فرمود: اقبل ابوبکر و عمر و الزبیر و عبدالرحمن بن عوف جلسوا بفناء رسول الله فخرج الیهم النبی فجلس الیهم ... ثم قال ان عن یمین الله او عن یمین العرش قوما منا علی منابر من نور وجوههم من نور و ثیابهم من نور تغشی وجوهم ابصار الناظرین دونهم قال ابوبکر من هم یا رسول الله فسکت. فقال الزبیر من هم یا رسول الله فسکت. فقال عبدالرحمن من هم یا رسول الله فسکت. فقال علی من هم یا رسول الله فقال هم قوم تحابوا بروح الله علی غیر انساب و لا اموال اولئک شیعتک و انت امامهم یا علی.ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالحرمن بن عوف کنار خانه پیامبر صلی الله علیه وآله نشسته بودند که پیامبر بر آنان وارد شد و فرمود: گروهی از میان ما در کنار عرش خداوند ب رمنبرهائی از نور می نشینند که چهره آنها از نورانیت لباس آنها از نور است بگونه ای که بینندگان را مسحور می کنند. ابوبکر پرسید: آنان کیانند؟ حضرت پاسخ نداد. عمر و زبیر و عبدالرحمن هم پرسیدند آنان کیانند؟ حضرت پاسخ نداد تا اینکه علی علیه السلام پرسید یا رسول الله آنان چه کسانی هستند؟حضرت فرمود: آنان گروهی هستند که به لطف خداوند با یکدیگر دوستی می کنند نه بخاطر نسب و نه بخاطر مال آنان شیعیان تو و تو پیشوای آنان هستی.
توصیف حضرت از زبان دختری یتیم:
مکتوب من به خدمت جانان که می برد برگ خزان رسیده به بستان که می برد
اشک من و توقع گلگونه ، اثر طفل یتیم را به گلستان که می برد
عبدالواحد بن زید می گوید: در طواف خانه ی خدا صدای مناظره و گفتگویی به گوشم خورد و نزدیک شدم دو دختر را دیدم که یکی به دیگری می گفت: لا وحق المنتجب بالوصیه والحاکم بالسویه العادل فی القضیه العالی البنیه بعل فاطمه الرضیّه... قسم به کسی که انتخاب شده برای جانشینی کسی که به مساوات حکم می کند و عدالت را همیشه پیشه خود قرار داده و بنیانی برتر دارد.من که به این سخنان گوش دادم نزدیک رفتم و پرسیدم کسی را که توصیف کردی کیست؟ گفت:ذاک والله علم الاعلام وباب الاحکام و قسیم النار و الجنه و قاتل الکفار و الفجّار و ربانی الامه و رئیس الأئمه ذاک امیر المومنین و امام المسلمین الهریز الغالب ابوالحسن علی بن ابی طالب.این شخص قسم به خداوند بزرگ بزرگان است و باب احکام الهی است و قسمت کننده بهشت و جهنم و کشنده کفار و فجار و تربیت کننده این امت و رئیس امامان یعنی امیر مومنان علی بن ابیطالب همان شیرمرد پیروز است.پرسیدم:او را از کجا می شناسی؟ گفت: چگونه کسی که پدرم در جنگ صفین در رکابش به شهادت رسید را نشناسم؟ او کسی است که روزی برما وارد شد و از مادرم پرسید حالت چگونه است؟پاسخ داد که خوب و خیراست ای امیرمومنان. سپس من و خواهرم نزد حضرت آمدیم و در آن روز چشمان من بخاطر کسالت نابینا شده بود چون نگاه امام به ما افتاد آهی کشید و فرمود: آز هیچ مصیبتی که به من وارد شده به اندازه ی مشاهده ی فرزندان خردسال که پدر از دست داده اند و در سختی های سفر و حضر کسی سرپرست آنان نیست اندوهگین نگشتم سپس دست مبارک به روی من کشید و از برکت آن در همان ساعت بینائی خود را یافتم. اکنون به خدا سوگند در شب تاریک اشیاء را می بینم و سپس حضرت مقداری پول به من و خواهر و مادرم داد و از ما دلجوئی کرد. وی می گوید: من تحت تأثیر واقع شدم و مقداری پول به آن دو دادم. او گفت: از ما دور شو بهترین جانشینان برای ما جایگزین بهترین گذشتگان شده است ما اکنون جزو خانواده امام حسن مجتبی هستیم. بقول مولوی:
تو ترازوی احد خود بوده ای بل زبانه ی هر ترازو بوده ای
تو تبار و اصل و خویشم بوده ای تو فروغ شمع کیشم بوده ای
------------------------
1ـبحار ح 65/141
2ـ الاربعون حدیث /76.